استعدادیابی شغلی و رضایت از زندگی

استعدادیابی شغلی و رضایت از زندگی

استعدادیابی شغلی موضوعیست که در جهت داشتن رضایت شغلی و بالا بردن رضایت از زندگی بسیار حایز اهمیت است.افراد بسیاری را می بینیم که در سازمان های دولتی یا بخش خصوصی در سمت و جایگاه شغلی قرار گرفته اند بدون اینکه استعدادیابی شغلی آنها مورد ارزیابی قرار گرفته باشد.این موضوع از دو زاویه بسیار مهم است اول خود فرد که به علت عدم تناسب بین شغل و استعداد و توانمندی خودش احساس رضایت از کار کمتری دارد و احتمالا با تحمل فشار زیادی اوقاتش را سپری می کند چون خارج از ترجیح خود حرکت می کند. برای درک واضح تری از موضوع ترجیح در استعدادیابی شغلی مثالی را بررسی می کنیم.

لطفا همین الان خودکارتان را بردارید و اسم عزیزترین فرد زندگیتان را، با دست موافق بنویسید. حالا با دست دیگرتان همان کار را انجام دهید.چطور بود؟

با دست موافق روانتر،راحتر تر و در مدت زمان کمتری به نتیجه مطلوب تر و رضایتمند تری رسیدید.اما همان نام را وقتی با دست مخالفتان نوشتید در مدت زمان طولانی تری، با صرف وقت و انرژی بیشتری نتیجه ای برایتان حاصل شد که جالب و رضایت بخش نبود.دقیقا مشابه همین مثال برای ما اتفاق می افتد اگر استعدادیابی شغلی انجام ندهیم و مشغول به فعالیتی شویم که با ترجیحات ما(مثل ترجیح نوشتن با دست راست برای راست دست ها) سازگاری ندارد، زمان زیادی را صرف انجام کاری می کنیم که در نهایت از ماحصل آن هم رضایتی ایجاد نمی شود.

دیدگاه دیگر سنجش عملکرد از زاویه دید بالا دستی است.وقتی فرد بدون استعدادیابی شغلی در جایگاهی مشغول به فعالیت می شود مدیر یا مسئول مربوطه یا حتی برای مدیران هم مشتریان و مخاطبینی که دارند.عملکردی را مشاهده می کنند که مانند تلاش نوشتن با دست چپ برای راست دست هاست و قطعا دیدن چنین نتیجه ای رضایتمندی به دنبال نخواهد داشت.زمانی که ما سال های زیادی را به انجام کار یا فعالیتی بپردازیم که با استعداد شغلی و ترجیحات ما همخوانی نداشته باشد.تا پایان عمر خلایی از رضایتمندی با خود به همراه خواهیم داشت که نتوانسته ایم دست به کاری بزنیم که برای آن کار ساخته شده ایم.

استعدادیابی شغلی ابزاری برای انتخاب رشته تحصیلی

استعدادیابی شغلی در انتخاب رشته تحصیلی خیلی موثر است.چندی پیش در فصل انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان، شاهد نگرانی زیادی بین والدین و نوجوانان برای انتخاب رشته تحصیلی بودیم.این که کدام رشته تحصیلی مناسب تر است و بازار کار بیشتری دارد از یک سو و اینکه نوجوان در کدام رشته تحصیلی موفق تر است، آن رشته با ترجیحات و توانمندیهای او تطبیق بیشتری دارد و رضایتمندی و لذت بیشتری از انجام آن خواهد داشت از سوی دیگر، دغدغه هایی بود که والدین و نوجوان درگیر آن بودند.وقتی استعدادیابی شغلی آنها را بررسی و پیدا می کردیم با ستیزی میان ناباوری و شوق و امید در آنها موج میزد. بله واقعیت دارد ما می توانیم انتخاب هایمان را براساس توانمندیها و استعدادهایمان انجام دهیم و به دنبال آن به تحصیل و شغل و فعالیتی دست بزنیم که با ترجیحات ما سازگاری داشته و رضایت بیشتری از زندگی را تجربه کنیم.

هر یک از ما دارای استعدادها و توانمندیهایی منحصر به فردی هستیم که امکان بروز آن برایمان میسر نشده است متاسفانه در سیستم آموزشی و فرهنگی ما، تمام توجه بر فایق آمدن بر نقاط ضعف افراد شده و هیچ توجهی به نقاط قوت و پرورش علایق فطری و استعداد افراد نشده، سیستم آموزشی ما بر اساس دروسی رشد پیدا کرده که به نیاز کاری افراد پرداخته ، نه استعداد ذاتی و این معظل، آمار نبود رضایت شغلی و عدم تناسب بین علایق و فعالیت افراد را به وجود آورده است.

روزنه هایی به سوی استعدادیابی شغلی

با استعدادیابی شغلی می توانیم شایستگی شغلی و رضایت شغلی را جایگزین جایگاه سازیهای نامناسب شغلی و نبود رضایت شغلی کرد.هوارد گاردنر روانشناس بزرگ معتقد بودند که هر کسی باید در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. ایشان برای اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد کشید.ایشان معتقد بود که یک مکانیک ماهر با تحصیلات سیکل، یک نوازنده دو تار بی سواد، یک فوتبالیست لیگ برتر یا یک کشاورز که محصول بیشتری از زمینش برداشت میکند هم باهوش اند و استعدادشغلی خودشان را دارند.

ایشان هوش افراد را بر اساس تئوری هوش های چندگانه به هشت قسمت تقسیم کردند: هوش موسیقیایی، هوش حرکات بدنی، هوش میان فردی، هوش زبان شناختی، هوش منطقی- ریاضی، هوش طبیعت گرا، هوش درون فردی، هوش تصویری- فضایی

گسترش‌دهندگان اول روش شناخت شخصیت، کاترین کوک بریگز و دخترش، ایزابل بریگز مایرز بودند که کارهای یونگ را بطور گسترده مطالعه کردند و آزمون mbti را طراحی کردند در آن با بررسی ترجیحات روانی افراد دردریافت انرژی،دریافت اطلاعات، تصمیم گیری، سبک زندگی تیپ شخصیتی افراد را با ۱۶ نوع تیپ مورد بررسی قرار دادند.

دان کلیفتون پدر بزرگ روانشناسی مثبت ، معتقد بودند در صورتی که بتوانید در محل کار خود از استعداد های خود بهره مند شوید، ۶ برابر موفق تر خواهید بود.ایشان برای موفقیت کاری و استعدادیابی شغلی، استعداد را همان توان بالقوه و استفاده نشده افراد می داند که استعداد روش طبیعی تفکر،احساس یا رفتار است که با سرمایه گذاری(زمانی که برای تمرین، پرورش،مهارت و افزایش دانش صرف میشود) توانمندی را به وجود می آورد. ایشان نقاط قوت افراد را به ۳۴ نقطه قوت تقسیم بندی می کنند.این قبیل نظریه های علمی از اندیشمندان بزرگمان می توانند کمک بزرگی برای ما در طی این مسیر باشند.

 

با ما همراه باشید

اینستاگرام: mekaramzadeh

کانال تلگرام: https://t.me/stedadyab

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

6 نظر

  1. مهدی معزز

    سلام استاد
    مطالب بسیار مهمی را مطرح کردید که به lifestyle و کیفیت زندگی انسانها کمک زیادی میکنه , سوالی که باری من بوجود اومده اینه که برای کشور ما که معضل بیکاری یکی از بزرگترین چالشهای مدیران کشور است و فرصتهای شغلی محدود داریم هم می توان این نوشته را تعمیم داد

    پاسخ
    1. مهرزاد کرم زاده

      درود بر شما
      با تشکر از سوال شما بنده معتقدم چالشهایی که در زمینه مساله کار و رضایت شغلی وجود دارد را با پیاده سازی مباحثی چون خلاقیت، شهود و برکت در کار می توان مدیریت کرد.در مقالات پیش رو با جزییات بیشتری مباحث را مطرح خواهم کرد.
      سپاس از همراهی شما

      پاسخ
  2. عماد

    با سلام خدمت استاد گرامی
    مقاله خوبی بود استفاده کردم. اینکه ما روی توانمندی ها و ستعدادهای خود تمرکز کنیم قدم های بلندتر و روبه جلو می توانیم برداریم.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *